السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
125
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
ممكن است توهم شود حكم ياد شده با اين گفتهء حكماء منافات دارد كه : « هر ممكنى مركب از وجود و ماهيت است » ، چراكه بنابراين گفته ، هر واقعيتى به استثناى واجب الوجود ، مركب از دو جزء خواهد بود : يكى وجود و ديگرى ماهيت ؛ و اين به معناى آن است كه وجود به عنوان يك جزء و ماهيت به عنوان جزء ديگر ، دست به دست يكديگر مىدهند و يك كل را مىسازند . در جواب مىگوييم : چنين برداشتى از آن گفتهء حكما ناصواب است و ميان مطلب ياد شده و آن گفته ، هيچ ناسازگارى وجود ندارد . زيرا مقصود از جملهء « كلّ ممكن زوج تركيبىّ من ماهية و وجود » اين است كه ذهن در رويارويى با واقعيتهاى ممكن الوجود ، دو حيثيت در آنها مىيابد و دو مفهوم از آنها انتزاع مىكند : يكى مفهوم وجود و ديگرى ماهيت ، كه البته يكى اصيل و ديگرى اعتبارى مىباشد . نسبت ماهيت به وجود ، نسبت حدّ به محدود و سايه به نور است ، ماهيت در واقع « نمود » وجود است و چنين نيست كه در عرض وجود باشد و از تركيب شدن آن با وجود ، واقعيت سومى پديد آيد . « 1 » 5 . وجود ، جزء ندارد و منها : أنّه لا جزء له ؛ لأنّ الجزء إمّا جزء عقلىّ ، كالجنس و الفصل ؛ و إمّا جزء خارجىّ ، كالمادّة و الصورة ؛ و إمّا جزء مقدارىّ ، كأجزاء الخطّ و السطح و الجسم التعليمىّ ؛ و ليس للوجود شىء من هذه الأجزاء . أمّا الجزء العقلىّ ، فلانّه لو كان للوجود جنس و فصل ، فجنسه إمّا الوجود ، فيكون فصله المقسّم مقوّما ؛ لأنّ الفصل بالنسبة إلى الجنس يفيد تحصّل ذاته لا أصل ذاته ، و تحصّل الوجود هو ذاته ، « هذا اخلف » ؛ و إمّا
--> ( 1 ) . شايان ذكر است كه با توجه به اينكه موضوع بحث در اين فصل ، حقيقت مطلق وجود است ، بطلان توهم ياد شده بسيار روشن خواهد بود ، چراكه جملهء « كلّ ممكن زوج تركيبىّ من ماهية و وجود » دربارهء وجودهاى خاص امكانى است ، و جملهء « انّ الوجود ليس جزءا لشىء » دربارهء حقيقت مطلق وجود است پيش از آنكه هرگونه تعين خاصى پيدا كرده باشد . و به ديگر سخن ، موضوع اين دو قاعده دو چيز است نه يك چيز و بنابراين ، هيچ منافاتى با يكديگر ندارند .